Saturday, February 10, 2018

قهرمان‌سازی از تروريستها و شخصيتهای خشونت‌طلب تاريخی

قهرمان‌سازی از تروريستها و شخصيتهای خشونت‌طلب تاريخی

مئهران باهارلی

بخش پنجم از مقاله‌ی «عمليات عفرين و خوی خيانت‌پيشگی-تروريست‌پروری تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست»

خوی تروریسم‌دوستی و خشونت‌پرستی تورک چپ ایرانی و آزربایجان‌گرایی استالینیستی ازجمله در اشکال زیر تجلی یافته است:

١-واله‌گی و شيدايی به اشقياء و تشکيلات تروريستی کردی

٢- وارونه‌نمائی ماهيت و اعمال گروههای تروريستی و يا آغشته به تروريسم در تاريخ معاصر؛ تطهير و آزادی‌خواه و دمکرات نشان دادن و سمبل‌سازی از آنها: مشروطه‌طلبان افراطی، انجمن آزربایجان، انجمن ایالتی آزربایجان، مرکز غیبی تبریز، فرقه‌ی اجتماعیون عامیون ایران، فرقه‌ی عدالت ایران، حزب کمونیست ایران، فرقه‌ی دمکرات آزربایجان-اول،.... (علاوه بر آلودگی به تروریسم، این گروهها عموما منکر هویت ملی تورک و ایران‌گرا هم بودند)

٣-تاسيس و يا پيوستن به سازمانهای چپ مسلح و تروريستی: از قبیل سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، پیکار و دهها سازمان دیگر که تحت نام قهر انقلابی، مبارزه‌ی چریکی، قیام مسلحانه، جنگ پارتیزانی و ... به انجام عملیات تروریستی می‌پرداختند و یا مانند حزب توده به آن آغشته بودند. این تشکیلات از تروریسم برای برطرف کردن اختلافات درون تشکیلاتی هم استفاده می‌کردند (حزب توده از روشهای سیاسی بهره می‌برد. اما در میان برخی جناحهای داخلی آن تمایل به رفتار مسلحانه و تروریستی نیز مشاهده می‌شد: قتل محمد مسعود، حسام لنکرانی، پرویز نوایی، محسن صالحی, داریوش غفاری, پرویز نوایی, آقا برار فاطری و .... سازمان چریکهای فدایی خلق ایران چندین مورد ترور یا تصفیه و حذف فیزیکی درون تشکیلاتی داشت: عبدالله پنجه شاهی، مهندس نوشیروان پور، ...ٰ)

Thursday, February 8, 2018

خوی خيانت‌پيشگی تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان ايرانيست

خوی خيانت‌پيشگی  تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان ايرانيست

مئهران باهارلی

بخش سوم از مقاله‌ی «عمليات عفرين و خوی خيانت‌پيشگی-تروريست‌پروری تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست»


واقعیتی تاریخی است که همواره گولان و غلولان[1] تورک‌تبار ضد تورکی وجود داشته‌اند که از جنگهای نیابتی و وکالتی ضد تورک- به همان دلیل ضد تورک بودن هر دو- حمایت کرده‌اند، و یا در آنها به عنوان ماشه‌ی دشمنان و بر علیه ملت خود شرکت کرده‌اند. اکنون نیز عده‌ای از تورک‌تباران ایرانی به دفاع از توسعه‌طلبان و اشغال‌گران و الحاق‌گرایان و تروریستهای کرد در شمال عراق و شمال سوریه برخاسته‌اند. زیرا به سبب هویت ملی انتخابی ضد تورکی و خوی تروریسم‌پرستی‌شان، به طور غریزی با دستجات تروریست و اشغالگر کرد که در حال اجرای یک جنگ نیابتی و وکالتی ضد تورک دیگر در منطقه‌اند، احساس یگانگی و پیوستگی می‌کنند. من مواضع این افراد در باره‌ی عملیات عفرین را در مقاله‌ی دیگری تحلیل خواهم کرد. در این نوشته که مقدمه‌ی آن تحلیل است نگاهی گذرا به مواضع مشابه این جریانات در گذشته‌ی نزدیک می‌کنم:  

خيانت در دوران مشروطه: در اوایل قرن بیستم در ایران یک حرکت مردمی برای تجدد، اصلاحات اجتماعی، حاکمیت قانون و تامین آزادی‌های بنیادین با الهام از مشروطیت عثمانی آغاز شد. بسیاری از رهبران و ایدئولوقهای نخستین این حرکت، که نخبه‌گرایان تورک فاقد شعور ملی تورک، معتقد به هویت ملی ایرانی، به شدت تحت تاثیر جو فرهنگی و سیاسی فارسستان و افکار باستان‌گرایانه و آریاگرائی بودند، در کوتاه‌مدت اصل مساله یعنی مبارزه‌ی مدنی و دمکراتیک همگام مردم و دولت برای اصلاحات فرهنگی و سیاسی، به موازات تلاش برای حفظ هویت ملی تورک و حقوق ملی تورک را فراموش، و به جای آن دشمنی با و شیطان‌سازی از قاجارها و سپس تورکها را فلسفه‌ی وجودی خود و جنبش مشروطه کردند. اینان که حاکمیت قاجار را ریشه‌ی تمام مشکلات ایران، بلکه منطقه و جهان گمان می‌کردند (در حالیکه حاکمان قاجار خود، از محمدشاه و عباس میرزا و ناصرالدین شاه تا مظفرالدین شاه و احمدشاه، در انجام اصلاحات و مدرنیزاسیون کشور داوطلب و پیشگام بودند)، با مطلق‌گرایی و یک‌سونگری و ساده‌انگاری و سیاه -سفید دیدن ماوقع، حرکت اصلاحات را تبدیل به یک انقلاب خشونت‌‌آمیز براندازی و ویرانگر کردند. انقلاب مشروطیت به زعم آنها مجادله‌ای بین «جبهه‌ی قاجار-تورک-توران» (سمبل اهریمن و تاریکی) و «جبهه‌ی ضدقاجار-پارسی-ایران» (سمبل اهورا و روشنایی) بود[2]. آنها که اکنون مشروطه‌طلبان تورک و آزادی‌خواهان و مجاهدین آزربایجانی و ... نامیده می‌شدند، مردم و خود را باوراندند که برانداختن تورکها از حاکمیت و فارس‌سازی آنها، شرط لازم و کافی برای حل تمام مشکلات ایران است[3]. و سپس به بهانه‌ی مخالفت با استبداد قاجاری، به ماشه‌های یک جنگ نیابتی ضد تورک و مزدوران سیاستهای استعماری امپریالیسم بریتانیا، تشکیلات ماسون، قومیت‌گرایان افراطی ضد تورک سوسیال دمکرات ارمنی و داشناک و هنچاک، رهبران پارسی هندی-زرتشتی، سران شیخی و بابی-بیانی-ازلی، باستان‌گرایان و آریاکاران ضد عرب و ضد تورک، آنارشیستها، خرابکاران و تروریستهای قفقازی، و ... که رهبری حرکت مشروطه را غصب کرده بودند تبدیل شدند[4].

نحله‌ی فکری مخدوش و هويت ملی معيوب

نحله‌ی فکری مخدوش و هويت ملی معيوب

مئهران باهارلی

بخش دوم از مقاله ی «عمليات عفرين و خوی خيانت‌پيشگی-تروريست‌پروری تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست»

من مواضع افراد تورک‌تبار مذکور در دفاع از توسعه‌طلبی، اشغال‌گری، پاک‌سازی قومی و جنایات جنگی دستجات مسلح کرد در شمال عراق و سوریه و تقدیم وارونه‌ی این تبهکاری‌ها به صورت مبارزه‌ای دمکراتیک و .... را -که کاملا مطابق مواضع پان‌ایرانیستها و سلطنت‌طلبان لس آنجلسی و جناحهای قومیت‌گرای افراطی فارس بنیادگرای شیعی حاکم بر ایران هم است- مواضعی منفرد نمی‌دانم. بلکه آنها را محصول یک نحله‌ی فکری مخدوش و یک هویت ملی معیوب که ریشه‌ و عقبه‌ی آن به اوایل قرن بیستم و دوران مشروطیت بر می‌گردد و ادامه‌ی خط خیانت تاریخی که پیشینیان فکری آنها از آن دوران آغاز کرده‌اند می‌دانم («خیانت» را در این نوشته نه به معنی قانونی-حقوقی، بلکه مطابق با ادبیات سیاسی روزمره و به معنی «همسوئی و همکاری با بدخواهان بر علیه حقوق و آزادی‌های مردم خود و با آگاهی بر زیان دیدن مادی و معنوی جمعیت خود در نتیجه‌ی این همسوئی و همکاری» بکار برده‌ام).

عامل جغرافيا

این فعالین سیاسی تورک‌تبار، تقریبا همه از شرق و مرکز آزربایجان (تبریز،  اردبیل، ....) هستند. این نکته به سه سبب مهم است:

- به طور تاریخی در این مناطق شعور ملی تورک موجود نبوده، بر عکس ایران‌گرایی، فارس‌گرایی، شیعی‌گری، کمونیسم، روس‌گرایی، ارمنی‌گرایی و کردگرایی ریشه‌های عمیقی دارد. یک عامل موثر در این امر، دوری جغرافیائی از عثمانی-تورکیه و نزدیکی به فارسستان- روسیه است.

جنگهای نيابتی-وکالتی روسيان-اروپائيان-آمريکائيان بر عليه تورکان منطقه در قرن بيستم

جنگهای نيابتی-وکالتی روسيان-اروپائيان-آمريکائيان بر عليه تورکان منطقه در قرن بيستم

بخش اول از مقاله‌ی «عمليات عفرين و خوی خيانت‌پيشگی-تروريست‌پروری تورک چپ ايرانی و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست»

مئهران باهارلی

با آغاز عملیات شاخه‌ی زیتون ارتش تورکیه در شمال غرب سوریه، تعداد بی‌شماری از فعالین سیاسی تورک‌تبار همراه با محکوم کردن این عملیات، علنا و یا ضمنا از اشغال ٢٥ در صد از اراضی سوریه و یا یک چهارم این کشور- شامل مناطق نفت‌خیز و عرب‌نشین «دیرالزور» و «رقه» در مرکز سوریه که ربطی به کرد و کردستان ندارند- توسط شاخه‌ی سوری سازمان توتالیتاریست و تروریست «پ‌ک‌ک»-«ک‌ج‌ک» و گروهها-نهادهای وابسته به آن «پ‌ی‌د» (تاسیس ٢٠٠٣)-«ی‌پ‌گ» (٢٠١١)-«ی‌پ‌ژ»-«س‌د‌گ» (٢٠١٥) مدافعه کردند. هدف تشکیلات توتالیتاریست و تروریست پ‌ک‌ک-ک‌ج‌ک و نهادها- گروههای وابسته، الحاق مناطق غیر کردی اشغال شده به «روژاوا» (بخش سوری پروژه‌ی قومیتگرایان افراطی- توسعه‌طلبان -اشغالگران کرد برای آفرینش «کردستان بزرگ») توسط ‌پاکسازی قومی، تغییر بافت جمعیتی و انجام جنایات جنگی؛ ایجاد یک کمربند کردی در سرتاسر جنوب تورکیه از مرزهای عراق تا سواحل دریای مدیترانه؛ ایجاد کانونی متخاصم در جنوب تورکیه و استفاده از آن به عنوان ابزار فشار بر این کشور و گرفتن امتیازات سیاسی؛ محاصره‌ی تورکیه از جنوب و قطع ارتباط آن از خاورمیانه‌ی عربی در یک جنگ نیابتی-وکالتی تاریخی بر علیه این کشور است. توسعه‌طلبی، اشغالگری و الحاق‌طلبی «پ‌ک‌ک»-«ک‌ج‌ک» در سوریه مورد حمایت همه‌جانبه‌ی تبلیغاتی، مالی، سیاسی و نظامی مرتجع‌ترین بنیادگرایان دینی مسیحی و موسوی عصر ما (فعلا به سردمداری ترامپ-نتانیاهو) و کاملا مورد تائید نژادپرستان آریایی (در ایران، ارمنستان و اروپا) است. شماری از این افراد (بهزاد کریمی[1]، محمدرضا شالگونی، رضا دقتی، محمد ارسی،....) هم چندی قبل، از اشغال سرزمینهای تورکمان و عرب در شمال عراق و در راس آنها منطقه‌ی نفت‌خیز تورکمان و عرب‌نشین «کرکوک» -که ربطی به کرد و کردستان ندارد-، جنایات جنگی، پاکسازی قومی، تغییر بافت جمعیتی و الحاق این سرزمینهای غیر کردی به «اقلیم کردستان» توسط نیروهای مسلح کردی[2]، باز تحت حمایت تبلیغاتی، مالی، سیاسی و نظامی مرتجع‌ترین مراکز بنیادگرایان دینی مسیحی و موسوی (فعلا به سردمداری ترامپ-نتانیاهو) و نژادپرستان آریایی (در ایران، ارمنستان و اروپا)، مدافعه نموده بودند.

Tuesday, January 30, 2018

سئکولاريسم (بونداليق) ايله لاييسيزم (ائلده‌مليک)

سئکولاريسم (بونداليق) ايله لاييسيزم (ائلده‌مليک)

مئهران باهارلی

Friday, February 03, 2012

سکولاريسم (Secularism): بونداليق

سئکولاریسم لاتین کؤکه‌نلی بیر دئگی‌دیر (کلمه‌دیر). ایندیکی چاغ و ایندی آنلامیندادیر. سئکولاریسم بیرئی و توپلومون یاشامی ایله بوته‌م‌ین (دین‌ین) بیر بیری‌یله اولان ایلیشگی‌سینی تانیملایان بیر قاورامدیر؛ تؤره (اخلاق) آنلاییشی‌نین دینسه‌ل اینانج و سونوق‌دان (آخیره‌ت‌ده‌ن) باغیمسیز اولاراق، هونون (اینسانین) اؤزده‌کسه‌ل آجوندا (ماددی دونیادا) یاخشی و اییی یاشاماسی اوزه‌رینه قورولماسینی گره‌کلی گؤره‌ن بیر بوشقوت‌دور (دوکترین‌دیر). بو آچیدان سئکولاریسم «شو آن ایچینده بولوندوغوموز اؤزده‌کسه‌ل آجون»ا اوداقلانماق و «او بیر آجون»ا -وارسا و یا یوخسا-، سینچیله‌مه‌مه‌کدیر (دیققه‌ت ائتمه‌مه‌کدیر)؛ بیرئی‌له‌ر و توپلوملارین یاشاملاریندا بوته‌مه آغیرلیقلی و بلیرله‌ییجی بیر اوینام (رول) وئرمه‌مه‌له‌ری‌دیر. بوراداکی «او بیر آجون»دان آماج، چاغینسیز (زامانسیز) آجونلار، اؤرنه‌یین اؤزده‌ک اؤته‌سی آجون (دنیای ماورای ماده) و اؤلومده‌ن سونرا بیزی گؤزله‌یه‌ن سونوق آجونودور (دنیای آخرت). دولاییسی ایله سئکولاریسم قاورامیندا هونون تکجه یاشادیغی اؤزده‌کسه‌ل آجونا دؤنوک چالیشیپ چابالاماسی، اونون اوچون یاشاییپ دیدینمه‌سی، باشقا سایو (هر) هانسی بیر آجونو اؤنه‌مسه‌مه‌مه و دوشونمه‌مه‌سی ساخلی‌دیر.

سئکولاریسم`ین عره‌بجه قارشیلیغی «عَلَمانیة»دیر (اوستره-فتحه ایله: دنیائی کردن، عالَمی کردن). فارسجادا ایسه اوتورموش قارشیلیغی اولمایان بو دئگی و تؤره‌وله‌رینی آنلاتماق اوچون «غیردینی، دنیاگرائی، گیتی‌‌‌گرایی، دنیاپرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی، غیر دینگرایی، نادینی‌‌‌گری، جدا شدن دین از دنیا، دنیویت، دنیوی‌‌‌گری، روشنفکری غیر مذهبی، مذهب جدایی دین از سیاست (حکومت)» گیبی چئشیتلی دریمله‌ر (تئرمینله‌ر) قوللانیلمیشدیر.


Thursday, January 25, 2018

موضوعِ بحث وطن (تورک‌ائلی) ايسه، گئريسی تفرّعات

موضوعِ بحث وطن (تورک‌ائلی) ايسه، گئريسی تفرّعات

مئهران باهارلی

تورک‌ائلی کجاست

تورک‌ائلی نام پیشنهادی برای کل منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران است. ایران یک کشور کثیرالمله است. بخش اعظم ملت تورک ساکن در ایران در ناحیه‌ی شمال غرب آن متوطن و متمرکز است. قسمتی از این ناحیه آزربایجان؛ و بخشهای دیگر آن خمسه، عراق عجم، جبال، دیلمستان .... نام دارد. هیچکدام از آزربایجان، عراق عجم، خمسه و دیلمستان به تنهایی همه‌ی منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران را در بر نمی‌گیرند. مناطق تورک‌نشین آزربایجان صرفا یک بخش از تورک‌ائلی است. بخش دیگر تورک‌ائلی، مناطق تورک‌نشین عراق عجم و جبال و دیلمستان و خمسه‌ی قدیم است. تورک‌ائلی مساوی است با مناطق تورک‌نشین جغرافیای موسوم به آزربایجان، به علاوه‌ی مناطق تورک‌نشین به هم پیوسته‌ی مجاور آن در جغرافیاهای موسوم به خمسه، عراق عجم، جبال، دیلمستان سابق.

ناحیه‌ی تورک‌نشین به هم پیوسته در شمال غرب ایران (وطن خلق تورک) صرفا جغرافیای موسوم به آزربایجان نیست، بلکه عبارت است از مجموع:

-همه‌ی مناطق تورک‌نشین به‌هم‌پیوسته در آزربایجان؛ تقریبا ٪۴۵ از اراضی تورک‌ائلی
-همه‌ی مناطق تورک‌نشین به‌هم‌پیوسته در عراق عجم و جبال؛ شامل بخشهای تورک‌نشین استانهای امروزی تهران، مرکزی، قم، البرز، همدان، کرمانشاه، کردستان؛ تقریبا ۳۵٪ از اراضی تورک‌ائلی
-همه‌ی مناطق تورک‌نشین به‌هم‌پیوسته در خمسه (استانهای زنجان، قزوین) ؛ تقریبا ۱۵٪ از اراضی تورک‌ائلی
-همه‌ی مناطق تورک‌نشین به‌هم‌پیوسته در دیلمستان (مناطق تورک‌نشین منجیل، رودبار و ...)؛ تقریبا ۵٪ از اراضی تورک‌ائلی

چیز بدی نیست که مناطق مختلف وطن ملت تورک و یا تورک‌ائلی، دارای نامهای تاریخی گوناگون، از قبیل آزربایجان (بخش شمالی)، خمسه (بخش مرکزی) و عراق عجم (بخش جنوبی) باشند، چنانچه تورکیه دارای مناطق آناتولی (آسیائی) و روم‌ائلی (اروپائی) است و مجموع آنها تورکیه (معادل تورک‌ائلی ما) نام دارد. این نامهای جغرافیایی بخشی گرانبها از میراث تاریخی و مدنی منطقه‌اند و می‌باید بدون تحریف و تقدیس و بسط و قبض حفظ شوند.

 


نام و ترکيب تورک‌ائلی

نام و ترکيب تورک‌ائلی

مئهران باهارلی

این مقاله خلاصه‌‌‌ای در باره‌‌ی مفهوم و نام منطقه‌‌ی ملی تورک در شمال غرب ایران، «تورک‌‌ائلی» است. از همه‌‌‌ی کسانی که با نظراتشان، بر له و یا علیه، به بلوغ آن یاری رساندند کمال تشکر را دارم. مقاله مرکب از پنج بخش بر وجه آتی است:

بخش اول: مناطق ملی در ایران و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن
بخش دوم: نام و ترکيب تورک‌ائلی
بخش سوم: تحریف و بسط مفهوم تورک‌ائلی با سائقه‌ی نژادپرستی و توسعه‌طلبی
بخش چهارم: رابطه‌ی تورک‌ائلی و آزربایجان و نادرستی بسط مفهوم و قلمروی آزربایجان
بخش پنجم: در دشمنی آذربایجان‌گرایان با وطن تورک

بخش دوم: نام و ترکيب تورک‌ائلی

سنت دادن اسامی قومی به مواطن و جايگاههای تورک

پیشینیان ما در طول تاریخ هر جای را که وطن خود کرده‌اند نام قومی و ملی خود را هم بر آن نهاده‌اند. این نامها، به واقع مُهری بودند بر سند مالکیت ملت تورک بر وطنش. «تورکستان» نامیده شدن آسیای میانه و شمال غرب چین، «مملکت خزران» نامیده شدن شمال غرب و غرب دریای خزر، «دروازه‌ی هون» نامیده شدن دربند (بنا به تاریخ آغوان)، «سرزمین بلغار بزرگ»[1]، «دشت قبچاق» نامیدن همه‌ی مناطق مرکزی اوراسیا، شمال دریای سیاه-دریای خزر و آسیای میانه و ... دوباره «تورکستان» نامیده شدن اورمیه و خوی، «تورکمانیا» نامیده شدن گنجه و شرق آناتولی و جنوب قفقاز و شمال ایران، همه محصول این واقعیت و ذهنیت بوده‌اند.

بررسیهای تاریخی نشان می‌دهند در گذشته چند نام بامسما برای نامیدن بخشهایی از و یا همه‌ی سرزمین تورک‌نشین فعلی در شمال غرب ایران بکار رفته‌اند که منعکس کننده‌ی وجود و هویت و نام قومی-ملی ما بوده، و تملک ما بر سرزمینمان را تثبیت می‌کرده‌اند. از جمله نامهای «تورکوستان-ترکستان» و «تورکمانیا-ترکمانیه»[2]. پیشتر از آنها هم ترکیب «مملکت خزران» بکار رفته است.

 
 

Friday, January 19, 2018

مناطق ملی در ايران؛ و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

مناطق ملی در ايران
و
منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

مئهران باهارلی

این مقاله خلاصه‌‌‌ای در باره‌‌ی مفهوم و نام منطقه‌‌ی ملی تورک در شمال غرب ایران، «تورک‌‌ائلی» است. از همه‌‌‌ی کسانی که با نظراتشان، بر له و یا علیه، به بلوغ آن یاری رساندند کمال تشکر را دارم. مقاله مرکب از پنج بخش بر وجه آتی است:

بخش اول: مناطق ملی در ایران، و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن
بخش دوم: نام و ترکيب تورک‌ائلی
بخش سوم: تحریف و بسط مفهوم تورک‌ائلی با سائقه‌ی نژادپرستی و توسعه‌طلبی
بخش چهارم: رابطه‌ی تورک‌ائلی و آزربایجان و نادرستی بسط مفهوم و قلمروی آزربایجان
بخش پنجم: در دشمنی آذربایجان‌گرایان با وطن تورک

بخش اول: مناطق ملی در ايران، و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

گروههای ملی در ايران

ایران یکی از ده -۱۰ ناهمگون‌ترین کشورهای جهان به لحاظ قومی و ملی، کشوری چندملتی و یا کثیرالمله دارای چندین «گروه ملی» در داخل مرزهای خود است. گروههای ملی در ایران، در درجه‌ی اول بر اساس «زبان تاریخی»‌شان تعریف می‌شوند[1]. هر گروه ملی، دارای یک زبان خاص خود و یا «زبان ملی» است که در طول تاریخ زبان طبیعی و نخست او (و نه زبانی تحمیلی، استعماری، ...) بوده است. در ایران همه‌ی افرادی که به طور تاریخی به یک زبان واحد صحبت می‌کنند، فارغ از محل و استان سکونت و یا لهجه و طائفه و باورهای دینی‌شان، به یک گروه ملی واحد تعلق دارند: همه‌ی کسانی که به «زبان تورکمنی» صحبت می‌کنند به «ملت تورکمن»، همه‌ی کسانی که به «زبان تورکی» صحبت می‌کنند به «ملت تورک»[2]، همه‌ی کسانی که به «زبان فارسی» صحبت می‌کنند به «ملت فارس»، همه‌ی کسانی که به «زبان لری» صحبت می‌کنند به «ملت لر» منسوبند،... و قس علی هذا.

Friday, January 12, 2018

تبريز مرکز جنبش مليت‌گرايی ايرانی بوده است

«تبريز مرکز جنبش مليت‌گرايی ايرانی بوده است»

مئهران باهارلی

در زیر یک گزارش رسمی در باره‌ی ملت تورک ساکن ایران را آورده‌ام. در این گزارش کوتاه که در خلال جنگ جهانی اول به تاریخ اکتبر ١٩١٧ از طرف اداره‌ی استخبارات (جاسوسی)، دفتر اطلاعات (خبررسانی) بریتانیا تهیه شده است، تثبیتهای صائب و دقیق و پیش‌بینی‌های آگاهانه‌ی جالب توجهی انجام گرفته است. این گزارشات نوعا بدور از تبلیغات و منعکس کننده‌ی واقعیات هستند که به منظور آگاهی مقامات ذیربط از آنها به هنگام تصمیم‌گیری‌های استراتژیک تهیه می‌شوند. از جمله: